گل من گوش کن عزیزم - گلدونت برات میخونه
تو کدوم باغ قشنگی - ریشه هات زده جوونه
میدونم وسعت گلدون - واسه تو کوچیک و تنگ بود
با تموم سادگی هات - واسه من اما قشنگ بود
گل من رفتیو گلدون - میخونه برات هنوزم
تو به آرزوت رسیدی - باغه خوشبختیت مبارک
اما گاهی من میترسم - که تواونجا خوش نباشی
نکنه غصه بیاد و - گل من پژمرده باشی
گل من خبر نداری - دل گلدونت میگیره
اگه تو پژمرده باشی - گلدونت برات میمیره
گل من نگو که اونجا - دل تو برام میگیره
گل من نگو شکستی - گلدونت برات بمیره
نکنه لگد شه ساقت - زیر پای هر غریب
ساده دل نباش گل من - که دنیا پر از فریبه
نکنه یه وقت شکستی - آخ داره اشکام میریزه
نمیدونی خاطر تو - واسه من چقدر عزیزه
نکنه یه وقت شکستی - آخ داره اشکام میریزه
نمیدونی خاطر تو - واسه من چقد عزیزه
گل من خبر نداری - دل گلدونت میگیره
اگه تو پژمرده باشی - گلدونت برات میمیره
تو یاس باغ دلمی تنها کسم تو عالمی
شمع وجودم تویی نور و طلوعم تویی
وقتی که هستی با من عمرم وجونم تویی
تنها تویی تو فکر من هم کار من هم ذکر من
وقتی نباشی میمیرم ای عشق من وجود من
تو یاس باغ دلمی تنها کسم تو عالمی
باغ دلم بهاریه وقتی همیشه با منی
تو شهاب آسمونی مقصدت دل زمینه
وقتی میای به مقصد دل من فرش زمینه
وقتی که پا میذاری دنیا رو جا میذاری
میایی تو باغ دل من دلت رو جا میذاری
تو یاس باغ دلمی تنها کسم تو عالمی
باغ دلم بهاریه وقتی همیشه با منی
وقتی چشام بارونیه وقتی که من گریه دارم
دوست دارم داد بزنی بگی که من دوست دارم
وقتی که من نگات کنم دوست دارم کم بیارم
پشت پلک این چشام یه قطره شبنم بیارم
تو یاس باغ دلمی تنها کسم تو عالمی
من آرامتر از صدای زجه هاتی برگهای پائیزی که زیر پای مسافرای جادهای غربت خرد میشوند و له ، شکستم . به سردی بوسها ی عاشقانه برف بر لبان زمین ، در گور فراموشی خوابیدم ، با روانی آب دیدگانم جوشان شدند و به خشکی کویر دلم خشکید ...
نمیدونم , تو چطور تونستی منو تو این همه وحشت و ظلمت رها کنی ؟؟؟
مگه تو نبودی که میگفتی :
تو آسمون پر ستاره ، بین اونهمه ستاره ، ستاره من تویی؟
تو دنیا شاید هزاران خورشید باشه ، اما خورشید زندگی من ، طلوع من ، فقط تویی؟؟
اگه یه روز از زندگیم بری بیرون ، سر به بیابون نیستی ، جاده های خیال ، کوچه های بن بست میزارم ؟؟؟
عاشق ترین مرد زمینی ، پیش من کم میاره ، خسرو کیه ؟ فرهاد چی کار کرد ، باید بیان غصه عشق منو تورو بنویسند ؟؟؟؟
تو بتی و من بت پرستم و تو زیبا ترین بتی هستی که قابل پرستشه ؟ میدونی من و تو باهم میریم جهنم ؟(وحشت تو نگاه من موج زد از این حرفت !!!) اره میریم جهنم : تو به خاطر اینکه بت شدی و من به خاطر اینکه بت پرست شدم ؟ آن روز چه لبخندی زدم وافسوس نمیدانستم در پس این خنده ، تلخی ایست که مرگ در برابر آن هزاران بار شیرین تر است .....
لحظه آخر با هم بودنمان ، تو چشمای من خیره شدی و با تمام وجودت گفتی :
من اینها رو میگفتم ولی باور نداشتم ............... و اونجا بود که من فهمیدم ......... فهمیدم که تو فقط می گفتی ؟!
و اونجا بود که من ....
