شبهای بلند بی عبادت چه کنم؟ تن من به گناه کرده عادت چه کنم؟ یاران همه گویند خدا می بخشد گیرم که بخشید ز خجالت چه کنم؟
سیاهی رنگیست
سیاهی رازیست
من سیاهی را می پرستم
درآن سیاهی چه رازیست
نمی دانم
من روشنی ها را
در سیاهی چشم هایم می بینم
نور را در سیاهی آسمان می شود جست
خواب های طلایی
در سیاهی چشم هایم نهفته
آرامش عجیب ترین رازهای خلقت
در سیاهیست
ستاره ها وماه در سیاهی آسمان
آشکارا دیده می شوند
ریزش باران درسیاهی ابرهاست
روشنی های پیروزی
درسیاهی شکست گشته پنهان
تسلی روان پاک
در سیاهی شب رفتن گم شده
کسی چه می داند
سیاهی مزارآرامشی نباشد
برای خفتگان اندرونش؟
سلام
نوشته زیبایی بودش
به وبلاگ من هم سر بزن
راستی خیلی وقته که لینک وبلاگم هستین
بای