من آرامتر از صدای زجه هاتی برگهای پائیزی که زیر پای مسافرای جادهای غربت خرد میشوند و له ، شکستم . به سردی بوسها ی عاشقانه برف بر لبان زمین ، در گور فراموشی خوابیدم ، با روانی آب دیدگانم جوشان شدند و به خشکی کویر دلم خشکید ...
نمیدونم , تو چطور تونستی منو تو این همه وحشت و ظلمت رها کنی ؟؟؟
مگه تو نبودی که میگفتی :
تو آسمون پر ستاره ، بین اونهمه ستاره ، ستاره من تویی؟
تو دنیا شاید هزاران خورشید باشه ، اما خورشید زندگی من ، طلوع من ، فقط تویی؟؟
اگه یه روز از زندگیم بری بیرون ، سر به بیابون نیستی ، جاده های خیال ، کوچه های بن بست میزارم ؟؟؟
عاشق ترین مرد زمینی ، پیش من کم میاره ، خسرو کیه ؟ فرهاد چی کار کرد ، باید بیان غصه عشق منو تورو بنویسند ؟؟؟؟
تو بتی و من بت پرستم و تو زیبا ترین بتی هستی که قابل پرستشه ؟ میدونی من و تو باهم میریم جهنم ؟(وحشت تو نگاه من موج زد از این حرفت !!!) اره میریم جهنم : تو به خاطر اینکه بت شدی و من به خاطر اینکه بت پرست شدم ؟ آن روز چه لبخندی زدم وافسوس نمیدانستم در پس این خنده ، تلخی ایست که مرگ در برابر آن هزاران بار شیرین تر است .....
لحظه آخر با هم بودنمان ، تو چشمای من خیره شدی و با تمام وجودت گفتی :
من اینها رو میگفتم ولی باور نداشتم ............... و اونجا بود که من فهمیدم ......... فهمیدم که تو فقط می گفتی ؟!
و اونجا بود که من ....
سلام
آموزش مسائل جنسی و پیشگیری
فرهنگ جنسی
تبادل لینک = اطلاع دهید
ممنونم
سلام من هنوز وبلاگمو درست نکردم
ولی کارت زشت بود که بدون اجازه متن منو گذاشتی تو وبلاگت کاره خیلی بدی کردی چرا اسممو از زیرش برداشتی
K. DITLER رو میگم
از دستت ناراحتم و این کارت باعث شد که متنامو ار توی پروفایلم بردارم
ولی از یه جهت خوشحالم که از متنم خوشت اومد
وقتی وبلاگمو ساختم خبرت میکنم
آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش
دل را شکست و مرتبه آخرش نبود
دیگر نشانه ای زدل شاعرش نبود
گفتم چقدر میگذرد که ندیدمت
مکث و سکوت و بی خبری خاطرش نبود
در زدم او گفت جانم کیستی؟
گفتمش تو عاشق من نیستی
گفت نه اما ببینم تا به کی
پشت این در منتظر می ایستی؟