باز هم امشب زیر لب صدایت میکنم
اشک میریزم، دو چشمم را فدایت میکنم
در نگاه خسته ات،دنبال حرفی تازه ام
هر چه می خواهی بگو ، من هم دعایت می کنم
خسته ای ،طاقت نداری ،پس رهایت میکنم
رفته ای،من مانده ام،در انتها ی عشق تو
رفته ام قربان عکست،چشم زیر پایت میکنم
آرزویم این است
نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد . . .
نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز . . .
و به اندازه هر روز تو عاشق باشی عاشق آنکه تو را می خواهد . . .
و به لبخند تو از خویش رها می گردد . . .
و تو را دوست بدارد
به همان اندازه که دلت می خواهد