X
تبلیغات
رایتل
شوخی های شبکه های اجتماعی + طنز  چاپ
تاریخ : جمعه 19 مهر‌ماه سال 1392

  
۴- رفتم پرینتر قیمت کنم یه بچه ۱۰ ساله با باباش اومده بود به مغازه دار می گفت: Autodesk Maya که بهم دادین مشکل داره، ورژن جدیدش رو ندارین؟ محیط Google Android Studio رو دوست ندارم، خیلی بچگانه است و ساده، چیز دیگه ای ندارین؟ اومدم خونه توی گوگل جستجو کردم تا فهمیدم اینا چی هستن! خدا می دونه من تا سن ۱۰ سالگی بزرگترین دغدغه تکنولوژیکیم این بود که چجوری می تونم همزمان رنگ قرمز و آبی این خودکار چند رنگه هارو بدم پایین.

۵- دو دسته آدم خوشبخت ترینان؛ اونایی که هر چی می خورن چاق نمی شن و اونایی که تا سرشونو می ذارن رو بالش خوابشون می بره.

۶- اونی که لیاقت مارو نداره خب نداره دیگه چیکار کنیم؟ غصه کم سعادتی مردمو هم بخوریم؟ والا به خدا.

۷- یکی از دوستام مغازه فروش سوسیس و کالباس دارن … یه مشتری اومد تو مغازه گفت ۵۰۰ گرم کالباس مرغ می خوام دوستم که می کشید دختره پرسید خیالم راحت باشه که خوبن؟ دوستم گفت آره برا خودمون تو خونه از همین می برم بعد گفت شد ۷۰۰ گرم اشکال نداره؟ دختره گفت نه سگم چاق می شه کمش کن!

۸- یک محقق ایرانی ثابت کرد که کلید ماشین برای خانم ها فقط برای باز و بسته کردن در خودرو استفاده می شود اما برای آقایون مصارف دیگری را دارا می باشد: ۱- خلال دندان، ۲- گوش پاک کن، ۳- وسیله در زدن، ۴- وسیله خاروندن سر – گردن و … ۵- وسیله دفاعی، ۶- بیرون آوردن سنگریزه یا پیچ از تایر خودرو، ۸- جدا کردن سنگ از رو نون سنگک، ۹- قاچ کردن و پوست کندن انواع میوه، ۱۰- نوشتن انواع یادگاری، ۱۱- جابجا کردن زغال قلیون و … در روزهای آینده ادامه تحقیقات فاش خواهد شد.

۹- برا اینکه مامانم نره تو اقام و دست به کامپیوتر نزنه بهش گفتم کامپیوتر وصله به اینترنت دست بزنی عکسات یهو تو اینترنت پخش میشه از اون موقع تا حال دیگه در اتقامم باز نکرده.

۱۰- شش شش شش. شکنجه روحی روانی خواهرم تو جاده وقتی داشتم از دستشویی می می مردم!

۱۱- بعضیا دوست دارن بیشتر آرایش کنن ولی متاسفانه صورتشون تموم می شه!

۱۲- من یه بار تو اینترنت داشتم می گشتم بابام اومد پشت سرم مجبور شدم کل Help ویندوز رو بخونم! اگه بدونید چه قابلیت هایی که نداره این ویندوز.

۱۳- یک سال پولامو جمع کردم باهاش ماشین بخرم الان می تونم باهاش سه تا سطل ماست سون بخرم.

۱۴- بابام سوزن رو گذاشته رو دسته مبل، افتاده گم شده … همه بسیج شدیم دنبالش می گردیم. اومده صحنه رو بازسازی می کنه یه سوزن دیگه می زاره می ندازه ببینه کجا می افته … هیچی دیگه الان همه داریم دنبال دوتا سوزن می گردیم!

۱۵- این چینی ها واقعا زبون همدیگرو می فهمن یا جلو بقیه آبروداری می کنن؟

۱۶- اول دبستان: تو دیگه اومدی مدرسه نمی تونی هر غلطی بخوای بکنی / دانشگاه: تو دیگه بچه مدرسه ای نیستی که هر غلطی می خوای بکنی/ سربازی: اینجا دیگه خونه خودت نیست که هر غلطی می خوای بکنی/ متاهلی: تو دیگه مجرد نیستی که هر غلطی می خوای بکنی/ پیری: تو دیگه پات لب گوره نمی تونی هر غلطی می خوای بکنی/ اون دنیا: اینجا دیگه زمین نیست که هر غلطی می خوای بکین/ ای بابا من که هیچ غلطی نتونستم بکنم! این انصاف نیست.

۱۷- سلیقه من به خواهر همه فروشنده ها نزدیکه! می رم هر مغازه ای دست رو هر چی می ذارم میگه اتفاقا من واسه خواهرم خودم اینو برداشتم خیلی راضیه.

۱۸- ضد حال به این می گن: کامپیوتر رو خاموش می کنی می ری تو تختت زیر پتوی گرم و نرم بعد می بینی هنوز کامپیوتر خاموش نشده! با هزار زور بلند می شی مانیتور رو روشن کنی ببینی چرا خاموش نشده، درست همون موقع خاموش می شه.

۱۹- زندگی خانم ها سه مرحله دارد. کودکی، جوانی، چقدر خوب موندی!

۲۰- یک ایرانی در آلمان مشغول رانندگی در اتوبوان بوده و ناگهان متوجه می شه که خروجی مورد نظرش رو رد کرده. برای همین به عادت دیرینه ایرانی ها، می زنه رو ترمز و با دنده عقب شروع می کنه به برگشتن به عقب! اما در همین حال با یه ماشین دیگه تصادف می کنه، پلیس میاد و اول با راننده آلمانی صحبت می که و بعد میاد سراغ ایرانیه و بهش می گه: ما باید این آقا رو باداشت کنیم، ایشون اونقدر الکل مصرف کرده که فکر می کنه شما تو اتوبان داشتی دنده عقب می رفتی.

۲۱- این دوستایی که تو عصبانیت هر چی دوست داری بهشون می گی آخر بغلت می کنن می گن باشه فقط تو آروم باش واقعین؟

۲۲- انقدر بدم میاد یکی موقع در خوندن بیدارم کنه!

۲۳- مکالمه ۲ هفته پیش من با مامانم: گلسا اگه حیوون تو این خونه بیاری به والله قسم دمشو میگیرم از پنجره پرتش می کنم بیرون! مکالمه امروز مامانم با گربه: سلام مامانی جونم، خوبی؟ بیا بغلم ببینم، تو خیلی پسر گلی بودیا، قربون او قیافت، بیا اینجا بَه بَه بدم بهت!

۲۴- یه مدتی بود با بابابزرگم که صحبت می کردیم دیوار رو نگاه می کرد. واسه همین بردیمش تست شنوایی. خیلی هم اصرار داشت که نه من مشکلی ندارم. دکتر ازش خواست وارد یه اتاقکی بشه و هر چی پرستار میگه رو تکرار کنه:
پرستار: خیار؛ بابابزرگم: چنار.
پرستار: بشقاب؛ بابابزرگم: هشدار
پرستار: تاکسی؛ بابابزرگم: لاستیک
در همون لحظه بود که گوشی پرستاره زنگ زد و پرستاره برداشت گفت: الو سلام عزیزم خوبی؟ بابابزرگم: قربونت برم مسی شما خوبی؟ اونوقت می گه من گوشم ایرادی نداره!

۲۵- خر = خوردن + خوابیدن. بنابراین: انسان = خر + کار + لذت. در این صورت: انسان – لذت = خر + کار/ به عبارت دیگر: انسانی که لذت نمی برد چون خری است که فقط کار می کند.

۲۶- به مامانم میگم: گشنمه، میگه: عزیزم نون هست، تخم مرغ هست، روغنم هست. برو هر چی دوس داری درست کن بخور.

۲۷- «راز زنده مان»؛ گوساله: پدر بزرگ، آدم ها ما را می کُشند و همه جای ما را می خورند اما خرها را نه می کُشند و نه می خورند. یعنی واقعا آنها خوردنی نیستند؟ چرا این همه اختلاف؟ پدربزرگ گوساله: پسرم…! آنها به «مزرعه دارها» سواری می دهند پس زنده می مانند. یادت باشد. راز زنده ماندن در مزرعه این است …

۲۸- یکی از سوالای بچگیم این بود که چرا تا سه تا «هـ» رو که پشت سر هم می نویسی، هر کدوم یه جوره؟ «ههه». هنوز به جوابش نرسیدم.

۲۹- آیا می دانستید مریخی ها وقتی پاشون پیچ می خوره زمین نمی خورن مریخ می خورن!