X
تبلیغات
رایتل
بیانیه حقوق بشر  چاپ
تاریخ : سه‌شنبه 14 اردیبهشت‌ماه سال 1389

تاریخ ایران همواره پر از فراز و نشیب های فراوانده است. که این کشور کهن را گاهی آنقدر به اوج شوکت رسانیده بود که فرمانروایی بخش عظیمی از جهان به عهده داشت. و گاهی چونان به ضعف کشیده شده بود که جز فقر و نیستی برای مردم این آب و خاک ثمری نداشته است. واین اوج و حضیض , جز به کفایت و بی کفایتی پادشاهان ایران بستگی نداشته است.
  کورش بزرگ بنیان گزار شاهنشاهی ایران , از چهره های ممتاز تاریخ بشری است. او نه فقط بنیان نخستین امپراطوری بزرگی را ,که ایرانیان را بیش از دویست سال به قدرت جهانی تبدیل کرد استوار ساخت , بلکه اقدامات او تاثیر فرهنگی شگرفی بر زندگی و تمدن بشر نهاد.
او جانشین کمبوجیه که مدت کوتاهی حکومت کرد نبشته چندانی باقی نگذارده اند تا شخصیت کاملتری از آنها به دست دهد.

کوروش را که به باید یکی از بزرگترین شخصیت تاریخ بشر خواند , از پادشاهانی بود که ایرن را به نهایت شوکت و مقام خود در جهان رسانید.
او در زمان پادشاهی، فقط به جنگ و نیستی فکر نمی کرد و صلح جهانی را اشاعه میداد. مظالعه تاریخ در زمان او آنچنان عجیب و خواندنی است , که انسان را به اوج ناباوری میرساند.
در سراسر تاریخ ایران باستان هیچ فرمانروایی به اندازه ی کوروش کبیر , نخستین پادشاه هخامنشی که به تعبیر علامه طباطبایی مفسر عالیقدر قرآن کریم همان ذالقرنین میباشد , به رعایت قواعد انسانی در جنگها , احترام به حیات و سلامت انسانها نپرداخته است.
رفتار بشر دوستانه ی این انسان خردمند و فرهیخته با مردم سارد و پادشاه لیدی پس از فتح آسیای صغیر و ممانعت سپاهیانش از تاراج اموال مردم , جلوه های درخشانی از تجلی روح باشکوه یک ایرانی آزاده و یک انسان به تمام معنا را نشان میدهد. او پس از فتح بابل نیز چنان با مردم بابل و یهودیان و معابد و پرستشگاههای, به طور انسانی و نوع دوستانه رفتار کرد که پیامبر بنی اسرائیل شموئیل او را مسیح خداوند و شبان خداوند برای انسانها نام نهاد.
 پس از فتح بابل در سال 538 قبل از میلاد کوروش بیانیه ای برای اعلام اهداف و سیاست خود صادر کرد. و بعدها نخستین منشور حقوق بشر شناخته شد. این سند بخشی از اصولی بود که کوروش در نظر داشت برای برقراری صلح میان انسانها تحقق بخشد.
اعلامیه ی حقوق بشر کوروش پس از فتح بابل که حاوی قواعد مترقیانه حقوق بشر میباشد , سند بسیار ارزشمند ی است که از دوران باستان تاریخ جهان به یادگار مانده است. قسمتی از نوشته های منظومه ی بابلی که نگاشته شده توسط کاهنان بابل است را در ذیل میخوانید:

    " در ماه نیسان در یازدهمین روز که خدای بزرگ بر تختش جلوس داشت ... کوروش به خاطر باشندگان بابل امان اعلام کرد ... او دستور داد ویرانه ها را بازسازی کنند. و برای این کار خودش پیش قدم شد. و بیل و کلنگ و سطل آب برداشت , و شروع به بازسازی دیوار شهر کرد. مجسمه های خدایان بابل اعم از زن خدا و مرد خدا را بر جاهای خودشان برگرداند ... درهای زندانها را گشود ... و به کسانی که در اثر فشار ها در محاصره بودند , آزادی داد. "

وقتی که انسان اعلامیه ی حقوق بشر کوروش را میخواند , به راحتی میتواند آنرا به جوامع امروزه و متمدن بشر تعمیم دهد. که این نشان از روح بالای این بزرگ مرد پارسی دارد.
این بیانیه بر کتیبه ی گلی به زبان اکدی و به خط میخی نوشته شده است. که در سال 1879در نینوای عراق کشف شد . و هم اکنون در موزه ی بریتانیاست.
  کوروش در کتیبه ی خود چنین می گوید :

    (( اینک که به یاری مزدا تاج سلطنت ایران و بابل و کشورهای جهات اربعه را به سرگذاشته ام اعلام می کنم که تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد دین و آئین و رسوم ملتهائی که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زیر دستان من دین و آئین و رسوم ملتهائی که من پادشاه آنها هستم یا ملتهای دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند.
    من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد هرگز سلطنت خود را بر هیچ ملتی تحمیل نخواهم کرد و هر ملت آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند یا ننماید و هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد.
    من تا روزی که پادشاه ایران هستم نخواهم گذاشت کسی به دیگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق وی را از ظالم خواهم گرفت وبه او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد.
    من تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به زور یا به نحو دیگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال تصرف نماید و من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصی دیگری را به بیگاری بگیرد و بدون پرداخت مزد وی را به کار وا دارد.
    من امروز اعلام می کنم که هر کسی آزاد است که هر دینی را که میل دارد بپرستد و در هر نقطه کخ میل دارد سکونت کند مشروط بر اینکه در آنجا حق کسی را غصب ننماید و هر شغل را که میل دارد پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو که مایل است به مصرف برساند مشروط بر اینکه لطمه به حقوق دیگران نزند.
    من اعلام می کنم که هر کس مسئول اعمال خود می باشد و هیچ کس را نباید به مناسبت تقصیری که یکی از خویشاوندانش کرده مجازات کرد و مجازات برادر گناهکار و بر عکس به کای ممنوع است و اگر یک فرد از خانواده یا طایفه ای مرتکب تقصیر می شود فقط مقصر باید مجازات گردد نه دیگران.
    من تا روزی که به یاری مزدا زنده هستم و سلطنت می کنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان به عنوان غلام و کنیز بفروشند و حکام و زیر دستان من مکلف هستند که در حوزه حکومت و ماموریت خود مانع از فروش و خرید مردان و زنان بعنوان غلام و کنیز بشوند و رسم بردگی باید به کلی از جهان برافتد.
    از مزدا خواهانم که مرا در راه اجرای تعهداتی که نسبت به ملتهای ایران و بابل و ملتهای ممالک اربعه بر عهده گرفته ام موفق گرداند.))
    کوروش کبیر  

  در بیانیه ی حقوق بشر کوروش 10 بند وجود دارد : 
آنگاه که من به آرامش و بی آزار به بابل آمدم (1) ,
در میان هلهله وشادی و اورنگ فرمانروایی را در کاخ پادشاهی استوار داشتم (2) ...
بی شمار سپاهیانم به صلح در بابل گام برداشتند (3)
روا نداشتم کسی وحشت را به سرزمین سومر واکد فرا آورد. (4)
نیازمندی های بابل و تمام پرستشگاههای آنان را پیش دیده داشتم. و در بهبود زندگی همگان کوشیدم. (5)
همه ی یوغ های ننگین بردگی را از مردمان بابل برداشتم.(6)
خانه های ویرانشان را آباد کردم.به تیره بختی هایشان پایان دادم. (7)
مردوک , مهتر خدای از کردارم شاد شد. و به من کوروش , پادشاهی را که او را نیایش کرده و به کمبوجیه پسرم... و به همه ی سپاهیانم مهربانانه برکت داد. و از ته دل در پیشگاهش , خدایگانی والای او را بس گرامی داشتیم. و همه ی پادشاهانی که در بارگاه خود به تخت نشسته اند , از چهار گوش جهان از فرا دریا تا فرو دریا ... همه ی پادشاهان باختر زمین که در خیمه ها سکونت داشتند , برای من خراج گران آوردند. و در بابل بر پایم بوسه زدند. از ... تا شهر های آشور و شوش آگاده اشنونا شهر های زمبان مورنو در , تا قلمرو سرزمین گوتیوم شهر های مقدس فرانسوی , دجله را که پرستشکاههاشان دیر زمانی ویران بود تعمیر کردم. و پیکره ی ایزدانی که میان آنان جای داشتند , به جای خود بازگرداندم. و در منزلگاهی پایدار اقامت دادم. (8)
تمام مردمان آواره را جمع کردم و خانه هاشان را به آنان باز گرداندم. (9)
اجازه دادم همگان در صلح بزیند. (10)
 از این 10 بند، می توان چنین برداشت کرد :

  1. اجتناب از شکنجه و خون ریزی.
  2. منشا قدرت خواست و اراده ی مردم است.
  3. تامین حقوق و آزادی های فردی و اجتناب از ایجاد اختناق و وحشت .
  4. جلوگیری از ایجاد حکومت مبتنی بر وحشت.
  5. تکلیف حکومت به بهبود وضع زندگی مردم و حق برخورداری از سطح زندگی بهتر.
  6. از بین بردن بردگی و برده داری.
  7. حق برخورداری از حمایت اجتماعی.
  8. احترام به تمامی ادیان و مذاهب.
  9. احترام به حق مالکیت.
  10. حق برخورداری از صلح و آرامش.