X
تبلیغات
رایتل
رها گشتم  چاپ
تاریخ : جمعه 14 اسفند‌ماه سال 1388

منت عاشقی ات به سر من نگذار

منت عاشقی ات به سر من نگذار
بعد از این پای دگر در گذر من نگذار
نه نگاه تو مرا شاد کند بعد از این
نه دل از بودن تو یاد کند بعد از این
باش تا باز مرا روز قیامت بینی
خویش را در غم من غرق ندامت بینی
من رسیدم به دیاری که تو نفرت گویی
باز آید که مرا از در حسرت جویی
نه تمام است برو عشق تو زان خود تو
هر چه مانده است همه مال جهان خود تو
منت عاشقی ات را به سر من نگذار
قدر عمری شده ام از تو عشقت بیزار
می روم تا که به دنیای دگر باز آیم
نیمه ی خویش بجویم و به پرواز آیم
شاید آنجا خبر از درد نباشد بی تو
این همه فاصه ی سرد نباشد بی تو
برو کز بند تو آزاد شدم سهل انگار
منت عاشقی ات را به سر من نگذار